
سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!
اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.
نوشته شده توسط امین خدامی در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ساعت 16:57 موضوع | لینک ثابت

ولادت امام موسی کاظم (ع) را خدمت تمامی شیعیان راستین آن حضرت تبریک عرض می نمایم .
انشالله که جزء شیعیان واقعی آن امام همام باشیم.
دوستار محبین اهل بیت(ع)
امین خدامی
نوشته شده توسط امین خدامی در یکشنبه یازدهم دی 1390 ساعت 18:36 موضوع | لینک ثابت
زندگینامه و شهادت حضرت امام موسی کاظم(ع)
حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر(ع) امام هفتم از ائمه اثنی عشر (ع) ونهمین معصوم از چهارده معصوم , تولد آن حضرت در ابواء(محلی درمیان مكه ومدینه) به روز یكشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ق واقع شد .
به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به ( عبد الصالح ) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به ( كاظم ) گردید. آن حضرت به كنیه های ابو ابراهیم و ابو علی نیز معروف بوده است. مادر آن حضرت حمیده كنیزی از اهل مغرب یا اندلس (اسپانیا ) بوده است و نام پدر حمیده را صاعد مغربی (بربری) گفته اند. برادران دیگر امام از این بانو اسحاق و محمد دیباج بوده اند. امام موسی كاظم (ع) هنوز كودك بود كه فقهای مشهور مثل ابوحنیفه از او مسئله می پرسیدند و كسب علم می كردند بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق (ع) (148 ق) در بیست سالگی به امامت رسید و 35 سال رهبری و ولایت شیعیان را برعهده داشت.
به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
نوشته شده توسط امین خدامی در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 16:29 موضوع | لینک ثابت

شهادت حضرت امام موسی بن جعفر (ع) را خدمت تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم.
انشااله در تمامی مراحل زندگی راه و روش این امام رعوف شیوه زنگیمان قرار گیرد.
نوشته شده توسط امین خدامی در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 16:3 موضوع | لینک ثابت
مناجات های دکتر مصطفی چمران

پرگشایم
خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
توکل و رضا
" ترا شکر می کنم که از پوچی ها ، ناپایداری ها ، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و درغوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی ، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی... فهمیدم که سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست ، بلکه در جنگ و درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.
خدایا ترا شکر می کنم که به من نعمت " توکل " و " رضا" عطا کردی، و در سخت ترین طوفانها و خطرناکترین گردابها، آنچنان به من اطمینان و آرامش دادی که با سرنوشت و همه پستی ها و بلندیهایش آشتی کردم و به آنچه تو بر من مقدر کرده ای رضا دادم.
خدایا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی، انیس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت ناامیدی، دست مرا گرفتی و کمک کردی... که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پیش بینی نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی، و در میان ابرهای ابهام و در مسیری تاریک، مجهور و وحشتناک مرا هدایت کردی."
برای مشاهده همه پست به ادامه مطلب بروید
نوشته شده توسط امین خدامی در دوشنبه سی ام خرداد 1390 ساعت 19:23 موضوع | لینک ثابت
دلایل غیبت حضرت مهدی علیه السلام
ما، در این نوشتار، سعی داریم که ابتدا، روایاتی که در ارتباط با سبب غیبت است، بیان کنیم، سپس آن ها را از نظر سندی و دلالی بررسی کرده و در پایان نتیجه بگیریم. بنابراین، بحث را در سه مرحله پی می گیریم.
مرحله ی نخست
در روایات، به سبب های مختلفی اشاره شده است که می توان آن ها را به هشت دسته، تقسیم کرد:یکم - اجرای سنن انبیا علیهم السلام درباره ی حضرت مهدی (عج) ;
دوم - خدا نمی خواهد که امام، در میان قوم ستمگر باشد;
سوم - تنبه مردم;
چهارم - امتحان مردم;
پنجم - خوف و ترس از قتل;
ششم - تحت بیعت هیچ حاکمی نباشد;
هفتم - خالی شدن صلب های کافران از مؤمنان;
هشتم - سر غیبت معلوم نیست و فقط خدا می داند.
به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ![]()
نوشته شده توسط امین خدامی در جمعه نهم اردیبهشت 1390 ساعت 15:24 موضوع | لینک ثابت

جهان بشریت وقتی به ثمر میرسد و میوه شاداب میدهد که انسان کاملی به عنوان «مهدی موجود موعود» عجلّ الله تعالی فرجه الشَّریف ظهور کند، که وارث همه انبیاء و اولیای الهی است. برای چنین ظهوری و ظهور چنین ذخیره ای چندین شرط لازم است که قسمت مهم آنها شرائط تحصیلی است، نه حصولی. یعنی امت اسلامی باید آن شرائط فرهنگی را تحصیل کنند. نباید منتظر بود که آن شرائط خود به خود حاصل بشود تا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه ظهور کند؛ معنای «انتظار» تحصیل شرائط حضور و ظهور اوست. امتی منتظر مهدی موجود موعود سلام الله علیه است که شرایط ظهورش را فراهم بکند، و گرنه منتظر نخواهد بود!
به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ![]()
نوشته شده توسط امین خدامی در جمعه نهم اردیبهشت 1390 ساعت 15:11 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستان خوب خودم.
امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه انشاله.یکی از بهترین دوستام شعری رو برام فرستاده بود که حیفم اومد که این شعرو براتون نذارم.
امیدوارم محمود عزیزم هرکجا که هست موفق و پیروز و سربلند باشه.
.jpg)
آخرالزمان
در دیــار آرزوهـــــای سپهر
در همین ادینه های شهر مهر
پرگارهای مانده از دوران سِحر
عاشقی های عبوس خواب شعر
ما به خود وامانده هائی چون عتیق
مدعا در این خراباتی چو دیر
کاسه کوزه بر ملا با خرقه ای
پیش انسانهای الوده به کبر
کوچکی های بزرگ از یاد رفت
آن قلوب پر گناه اری ز خیر
در نگاه سرد شب مردار بود
در درون جان ما می کرد سیر
گر یکی قوت شبش افسوس بود
آن یکی سر می برید بر ملک ری
یک گروهی غرق در مرداب می
دیگران غرق فساد و غرق میل
زمانی را که ظلمت خیمه می زد
مهیا بود طوفانی ابوالخیر
پر رنگین کمان جوهر خیس
چنان خونابه بود از قلب ابلیس
مراد درد دل فانوسی از دور
چنان سو سو زنان در آن شب کور
مراد دل همان نادیده ای بود
که در کوچ شبی می امد از غیب
محمود-م
نوشته شده توسط امین خدامی در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ساعت 17:24 موضوع | لینک ثابت

سلام به همه دوستان و محبین اهل بیت (ع)
پیشاپیش این عید باستانی نوروز را خدمت تک تک شما تبریک عرض میکنم.
جایی مطالعه میکردم و به سخنی از حضرت رسول (ص) برخورد کردم که فرمودند :
اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور ( هنگامی که بهار را دیدید از قیامت بسیار یاد کنید )
انشاا... که هممون جز اصحاب آخرالزمانی حضرتش باشیم و در تمامی کار هامون خداوند متعال را ناظر بر کارهامون ببینیم.
مجددا عذر خواهی میکنم بابت اینکه دیر به دیر برای عرض ادب خدمت سروران خودم میرسم. گفته بودم سربازم !!
به لطف خداوند سربازیم هم تموم شد و تو این مدت دوستان خوبی پیدا کردم که واقا به داشتن همچین دوستایی افتخار میکنم که هر کدومشون برام مثل یک استاد و راهنما بودند.
چند وقت پیش جایی که من خدمت میکنم تعدادی از اساتید،وکلاء و حقوقدانان تهران رو به یک اردوی علمی و تحقیقاتی به کانون اصلاح و تربیت تهران واقع در شهر زیبا بردیم که خوشبختانه منم در این اردو حضور داشتم.
در ابتدا بازدید،خدمت معاونت کانون شرف حضور پیدا کردیم که ایشان یک تاریخچه ای از تاسیس کانون ارائه دادند و دوستان نیز سوالاتی را مطرح کردند و بعد نوبت به بازدید از کارگاه رسید.
حرف من چیز دیگری هست و چی شد که این موضوع رو مطرح کردم.
در این مجال فرصت کردم با افرادی که عموما سن و سال کمی داشتند(5 الی 18 یا 20 سال) صحبت کنم، فهمیدم که اکثرا دارای خانواده های سالمی نبوده و وقتی روانشناس کانون برای ما چند پرونده شخصیتی این افراد رو مطرح کردند متوجه شدم که اکثرا مادر و پدر دارای پرونده کیفری و جزایی هستند.
و آیا گناه بچه هایی که از این مادر و پدر متولد میشوند چیست؟ و به کدامین گناه می بایست دارای همچین مادران و پدرانی شوند که منجر شوند تا فرزندانشان به گناه رو بیاورند؟؟!!
به نظر شما دوست من آیا این چند روز دنیا ارزش داره که کاری کنیم که فرزندان آینده ما لطمه جدی بخورند و تا آخر عمرشون انگ مجرم بر پیشانیشون بخورد.
به خدا ، تمامی این گرفتاری ها و مشکلات نشون از بی خدایی و دور شدن از خداست،بییام کمی خدا رو تو کارامون شریک کنیم و وجود نازنینشو تو همه کارامون حس کنیم.
یه عزیزی که چند مدت پیش باهاش آشنا شدم و افتخار میکنم به این آشنایی ولی دست تقدیر باعث جدایی شد سخنی رو از حضرت آیت ا... مجتهدی تهرانی(ره) بهم گوش زد کردند و آن سخن این بود :
لطف حق با تو مداراها کند چون ز حدش بگذرد رسوا کند
وای از آن روزی که خداوند پرده رو کنار ببره و تمامی عیوب من گنهکار و سراپا تقصیر را نمایان کند که در این میان هیچ کس حتی نگاه به من نخواهد کرد!!!
و خدا ، ای خدای غفور و رحیم که امید هر ناامیدی و در راه مانده ای هستی به لطف و کرامت خود مرا از گناه و زشتی ها دور نما و راه سعادت را به من و تمامی دوستان خوبم و جویندگان راه علوی و محبین اهل بیت خود بگشا ، باشد تا مایه آمرزش تو قرار گیریم.
در این مجال از برخی از دوستان خوب و عزیر خودم تقدیر و تشکر میکنم که وجودشان برای من حقیر و کمترین بهترین سعادت و راهگشا در زندگی بوده است.
عزیزان : عابدی ، خشنواز ، سپهر ، صالح آبادی ، کاتبی ، مهادی ، ضامنی ، فیضی ، بهرامیان ، شریفی ، نجار ، موسوی ، شبستری ، بهرامی ، مطواعی ، سادات ، عبادی ، بایندری ، مقدم ، دادشپور ، جعفری ، سید آبادی ، عابدینی ، کهندانی ، دیناری و ....
امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق و پیروز باشید.
نوشته شده توسط امین خدامی در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ساعت 12:26 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستای خوب خودم

عذرخواهی میکنم از همه بابت اینکه دیر به دیر مطالب جدید میزارم.
بهم حق بدید چون که سربازم و وقتم کمی محدود هست ُ امیدوارم که همتون موفق و پیروز باشید.
برام دعا کنید بچه ها واقعیتش دیگه کم آوردم همه میگفتن سربازی چیزی نیست هرکی بره مرد میشه و .... ولی حالا بعد از این همه درس خوندن و تلاش کردن افتادم جایی که جز عذاب روحی و ذهنی چیزی برام نداره.
برای همتون بهترین هارو آرزومندم.
دوستار شما امین
نوشته شده توسط امین خدامی در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 15:6 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام آقا
چقدر از تو دور ماندم ، چقدر از خود دور ماندم . کلامم را با چشم دل بخوان که ببینی آن را با آب زلالی از جنس اشک نوشته ام . آن را بخوان که حدیثی از فراق تو ست. آن را بخوان وبدان که از خود توان نوشتن نداشتم . یادم است که میگفتی باید به آنجایی که لایق آنیم ، یعنی بهشت برین دست یابیم . اما میدانی که بی تو یافتن مسیر بهشت چقدر دشوار است . آخر نشان آن را از که بپرسم که خود ره گم کرده نباشد و از که بپرسم در حالی که هیچ راه شناسی نمی یابم ودر این سرای بی کسی تنها خود را میبینم بی تو و تنها و نمی دانم بعد از تو چه کسی با لبخندش مرا به سوی خدا خواهد خواند و چه کسی با نگاهش قلبم را آرام خواهد کرد که مهدی (عج) می آید . دیگر چه کسی عصا زنان راه نماز را نشانم خواهد داد . دیگر چه کسی با قطرات اشکش بذر حب مولا را در دلم خواهد کاشت . کاش بودی ودستم را می گرفتی یا شاید ای کاش من بودم در آن مسیری که تو در آن قدم بر می داشتی . ولی افسوس که آن راه را گم کرده ام ، همان راهی که تونشانم دادی ، راه بهشت را می گویم ، همان بهشت گم شده . یادت هست آن روزی را که رفتی ، من در کجای این مسیر بودم ، حال آرزو دارم همان جا مانده بودم تا لااقل راه را گم نکرده بودم . اما میدانم که نمی توان در یک جا ماند وباید رفت واز این روست که به امید خدا به خود جرئت حرکت دادم و می دانم آن را به مدد تو خواهم یافت .
ان شا الله
امین
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY