دل نامه
قلم از نوشتن نگفته هایم میلرزد. اگر چه بیکفایتی و دغلکاری بسیاری از مسئولین کشور، مرهمی برای زخمهای عمیق و کهنه مردم عزیزمان نمیشود. اگر چه نمیشود عوام فریبهای بسیاری از مسئولین جاه طلب را حمل بر سادگی مردم ساده دل ایران نهاد. طول این سالهای نفسگیر، چه امیدها که نابود نگشت و چه خلوت و جلوتی که شاهد اشکهای مردم نشد. با تمام این دردها، اما هنوز در کشوری نفس میکشیم که فدائیان آن شهدا و علمدارش رهبر عزیزمان میباشد. تیر های دشمن همیشه به قصد نابودی کشورمان، سینه های دانشمندان زیادی در ایران را دریده است اما باز، ما در حال دریدن پرده های دانش هستیم. بسیاری از پاک دلان، برای اقتدار و پیشرفت کشور مان، ارزشمندترین موهبت زندگی یعنی حیاتشان را با درد گلوله معاوضه کرده اند. رای ندادن یا رای سفید دادن، نه تنها فایده ای برای الآن ما ندارد بلکه باعث بی تفاوتی و سرد شدن نسبت به امنیت و ارزشهای کشور مان خواهد شد. بی تفاوتی، هیچ وقت جز ویرانی و فروپاشی، نتیجه ای نداشته است. ما هرگز نمی خواهیم آشوب و بی امنی کشورهایی نظیر پاکستان و افغانستان که هر روز کشته شدن جمع زیادی از مردم عادی و دانش آموز را تجربه میکنند را در ایران شاهد باشیم. ما دگر یارای تحمل زورگویی خونخوارانی نظیر آمریکا نیستیم که ثروت ملی ما را غارت کنند. با تمام وضعیت تلخ جامعه موجود، رای دادن آگاهانه، نفعش اول به حال خودمان و ثانیا حرمت نهادن به خون پاک شهیدان و منافع کشور عزیزان مان میباشد.